آتلانتیک: جنگ با ایران افول آمریکا را آشکار کرد
- 26 شهريور 1405 – 00:48
- اخبار بین الملل
- اخبار آمریکا
مجله آتلانتیک نوشت که جنگ ایران نشان داد آمریکا دیگر توان حفظ برتری خود در جهان را ندارد.
بین الملل
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، مجله آمریکایی آتلانتیک در تحلیلی نوشت که جنگ چند ماه اخیر آمریکا با ایران، ضعفهای ساختاری قدرت نظامی و سیاسی واشنگتن را آشکار کرده و نشان داده است که دوره برتری بلامنازع آمریکا در جهان که پس از جنگ جهانی دوم آغاز شده بود، به پایان خود نزدیک شده است.
«فیلیپس پیسون اوبراین»، استاد مطالعات راهبردی دانشگاه سنتاندروز، در مقالهای با عنوان «عصر آمریکا به پایان رسیده است» نوشت که قدرت نظامی آمریکا طی شش ماه گذشته، با وجود برخورداری از پیشرفتهترین تجهیزات نظامی، شبکه گستردهای از پایگاهها و سامانههای لجستیکی و ائتلافهای متعدد، نتوانسته است ایران را شکست دهد.
به نوشته این تحلیلگر، جنگ با ایران نشان داده است که حتی تسلیحات ارزانقیمت و تولید انبوه، در صورت برخورداری از دقت بالا، میتوانند شبکه نظامی آمریکا را با مشکلات جدی مواجه کنند.
اوبرایِن مینویسد که آمریکا برای دههها از این تصور برخوردار بوده است که در هر بحران نظامی میتواند منابع بیشتری نسبت به هر کشور دیگری در اختیار بگیرد؛ از نیرو و مهمات گرفته تا توان مالی و پشتیبانی دیپلماتیک. به باور او، جنگ ایران این تصور را زیر سؤال برده و میزان فرسایش قدرت آمریکا را آشکار کرده است.

آسیبپذیری پایگاههای آمریکا در منطقه
بر اساس این مقاله، حملات موشکی و پهپادی ایران در جریان جنگ، شماری از تأسیسات نظامی و دیپلماتیک آمریکا در منطقه را هدف قرار داده است. نویسنده به گزارشی از نیویورکتایمز استناد کرده که در هفتههای نخست جنگ، از اصابت حملات به 17 پایگاه، تأسیسات پدافندی و مراکز دیپلماتیک آمریکا خبر داده بود.
در میان این مراکز، مقر ناوگان پنجم آمریکا در بحرین و پایگاههای علی السالم، عریفجان و بوریگ در کویت قرار داشتهاند.
آتلانتیک مینویسد آسیب دیدن این مراکز، آثار عملیاتی فوری برای ارتش آمریکا داشته است. به نوشته مقاله، از دست رفتن پایگاه بحرین که نیروی دریایی آمریکا برای دههها از آن برای پشتیبانی و تأمین مجدد کشتیهای خود در منطقه استفاده میکرد، موجب شده است زنجیره پشتیبانی عملیات دریایی آمریکا تا جزیره دیهگو گارسیا در اقیانوس هند امتداد پیدا کند؛ جزیرهای که بیش از 3200 کیلومتر با تنگه هرمز فاصله دارد.
به نوشته این مقاله، اختلال در شبکه تدارکاتی، هزینه عملیات را افزایش داده و فشار بیشتری بر نیروهای آمریکایی وارد کرده است. نویسنده همچنین فاش کرد که برخی پایگاههای آسیبدیده آمریکا همچنان از چرخه عملیاتی خارج هستند و هزینه بازسازی آنها ممکن است آنقدر بالا باشد که دولت آمریکا درباره بازسازی برخی از این مراکز تجدیدنظر کند.
کاهش ذخایر موشکی آمریکا
یکی دیگر از محورهای اصلی مقاله، کاهش ذخایر مهمات آمریکا است.
اوبراین نوشت که جنگ با ایران ذخایر برخی از پیشرفتهترین تسلیحات آمریکا را کاهش داده و تا پایان ماه آوریل، برخی مطالعات نسبت به کاهش شدید ذخایر مهمات سامانههای تاد، موشکهای رهگیر پاتریوت و موشکهای کروز تاماهاوک هشدار داده بودند.
به نوشته آتلانتیک، مشکل آمریکا فقط کاهش ذخایر نیست، بلکه ساختار تولید تسلیحات این کشور نیز برای جنگی طولانیمدت با قدرتهای بزرگ طراحی نشده است. آمریکا طی سالهای گذشته بر تولید سامانههای بسیار پیشرفته اما گرانقیمت و محدود تمرکز کرده، در حالی که جنگهای جدید اهمیت تسلیحات ارزان، دقیق و تولید انبوه، بهویژه پهپادها، را افزایش داده است.
این تحلیلگر مینویسد آمریکا برای بازسازی ذخایر تسلیحاتی خود به چند سال زمان نیاز خواهد داشت و حتی سطح ذخایری که پیش از آغاز جنگ وجود داشت نیز برای حفظ نقش جهانی واشنگتن کافی نبوده است.
چین از خلأ قدرت آمریکا بهره میبرد
آتلانتیک همچنین کاهش ظرفیت صنعتی آمریکا را یکی از عوامل تضعیف قدرت این کشور دانسته است. در این مقاله آمده است که آمریکا در دوران جنگ جهانی دوم توانست بخش بزرگی از ظرفیت صنعتی غیرنظامی خود را برای تولید تجهیزات نظامی بسیج کند، اما امروز چنین ظرفیتی در اختیار واشنگتن نیست.
بر اساس این مقاله، چین حدود نیمی از کشتیهای جهان را تولید میکند و بخش بزرگی از تولید پهپادهای جهان نیز در اختیار این کشور است. نویسنده معتقد است ارتش آمریکا که برای پیروزی در درگیریهای شدید اما کوتاهمدت سازماندهی شده است، از نظر تجهیزات، ذخایر مهمات و نیروهای آماده، برای یک جنگ طولانی با چین آمادگی کافی ندارد.
نویسنده در همین چارچوب به انتقال ناو هواپیمابر «جرج واشنگتن» از منطقه اقیانوس آرام به دریای عرب اشاره کرده و نوشته است که این اقدام نشان میدهد واشنگتن برای حفظ توان نظامی خود در جنگ با ایران ناچار شده است بخشی از منابع نظامی مورد نیاز برای بازدارندگی چین را از شرق آسیا خارج کند.
تضعیف ائتلافهای سنتی آمریکا
در بخش دیگری از مقاله، سیاست دولت دونالد ترامپ در قبال متحدان سنتی آمریکا مورد انتقاد قرار گرفته است.
اوبراین معتقد است آمریکا در گذشته از شبکهای از متحدان برای افزایش قدرت خود استفاده میکرد؛ کشورهایی که پایگاه در اختیار واشنگتن قرار میدادند، اطلاعات به اشتراک میگذاشتند و در عملیات نظامی مشارکت میکردند. اما به نوشته او، دولت ترامپ اکنون بسیاری از این متحدان را بهعنوان کشورهایی میبیند که از آمریکا بیش از اندازه بهره میبرند.
این مقاله به روابط واشنگتن با کره جنوبی، اروپا و کانادا اشاره کرده و نوشت که کاهش تعهدات امنیتی آمریکا موجب شده است برخی متحدان سنتی واشنگتن به دنبال افزایش توان دفاعی مستقل خود باشند.
به نوشته آتلانتیک، کاهش حضور نظامی آمریکا باعث شده است کشورهای اروپایی درباره افزایش مسئولیت خود در تأمین امنیت این قاره بحث کنند. مقاله همچنین به احتمال افزایش همکاریهای دفاعی میان کشورهای اروپایی و تقویت توان بازدارندگی مستقل آنها اشاره کرده است.
تغییر رفتار کشورهای منطقه
این تحلیلگر همچنین معتقد است تغییر موازنه قدرت، کشورهای مختلف را به بازنگری در روابط امنیتی خود با آمریکا سوق داده است.
آتلانتیک به توافق دفاعی اخیر میان پاکستان، ترکیه و عربستان سعودی اشاره کرده و آن را نشانهای از تلاش برخی شرکای سنتی آمریکا برای ایجاد ترتیبات امنیتی مستقلتر دانسته است.
در منطقه خلیج فارس نیز، به نوشته این مقاله، عمان در حال نزدیکتر کردن روابط خود با ایران است و دیگر کشورهای عربی خلیج فارس نیز در حال بررسی روابط خود با تهران هستند.
نویسنده همچنین معتقد است عربستان سعودی، که برای دههها امنیت خود را تا حد زیادی بر خرید گسترده تسلیحات آمریکایی و حضور نیروهای آمریکا بنا کرده بود، اکنون ناچار است در محاسبات امنیتی خود تجدیدنظر کند.
«عصر آمریکا» و آینده نظم جهانی
آتلانتیک در پایان مقاله تأکید میکند که کاهش قدرت آمریکا الزاماً به معنای جایگزین شدن فوری چین بهعنوان قدرت مسلط جهان نیست. به نوشته اوبرایِن، چین نیز با مشکلات داخلی خود مواجه است و کشورهایی مانند هند در حال افزایش قدرت و نقش خود هستند.
این مقاله احتمال شکلگیری جهانی چندقطبیتر و رقابتیتر را مطرح کرده است؛ جهانی که در آن کشورهای مختلف مسئولیت بیشتری برای دفاع از خود برعهده میگیرند و وابستگی آنها به آمریکا کاهش مییابد.
اوبراین با اشاره به تجربه تاریخی قدرتهای بزرگ نوشته است که هیچ قدرت مسلطی برای همیشه در رأس نظام بینالملل باقی نمانده است. از نگاه او، رشد اقتصادی شرق آسیا، گسترش توان تولید انبوه تسلیحات ارزان و دقیق و کاهش اعتماد برخی کشورها به تعهدات امنیتی آمریکا، همگی عواملی هستند که در حال تغییر موازنه جهانی قدرت هستند.
نویسنده در نهایت نتیجه گرفته است که جنگ ایران، روندی را که پیشتر آغاز شده بود آشکارتر کرده است.
انتهای پیام