آقای بلاگر! گرفتن فالوور با اشک مردم به چه قیمتی؟

آقای بلاگر! گرفتن فالوور با اشک مردم به چه قیمتی؟

در روزهایی که مردم زیر فشار جنگ، گرانی و اضطراب‌های روزمره زندگی می‌کنند، دلسوزی و احساساتشان سرمایه‌ای برای دیده‌شدن بعضی چهره‌های مجازی شده است.

به گزارش خبرنگار مهر، فضای مجازی برای بعضی‌ها فقط محل انتشار عکس و ویدئو نیست؛ جایی است که هویت، شهرت و حتی بخشی از زندگی شخصی افراد در معرض نگاه میلیون‌ها کاربر قرار می‌گیرد. در چنین فضایی، مرز میان واقعیت و نمایش گاهی آن‌قدر باریک می‌شود که مخاطب نمی‌داند با یک زندگی واقعی روبه‌روست یا روایتی که برای دیده‌شدن ساخته شده است.

ماجرای«امیر سلیمانی»، بلاگر اینستاگرامی، نمونه‌ای از همین موقعیت است؛ فردی که مخاطبان او را سال‌ها با ویدئوهای طنز، رقص و دابسمش می‌شناختند، اما بازگشتش به اینستاگرام پس از ماه‌ها غیبت، با تصویری کاملاً متفاوت از گذشته همراه شد؛ چهره‌ای لاغر، سر و صورتی تراشیده و روایتی از ابتلا به سرطان.

روایتی که خیلی زود احساسات مخاطبان را درگیر کرد، دنبال‌کننده‌های تازه‌ای برای او به همراه آورد و بار دیگر نامش را بر سر زبان‌ها انداخت؛ اما چند هفته بعد، ماجرا وارد مرحله دیگری شد. گزارش‌هایی درباره بازداشت این بلاگر و توقف فعالیت صفحه‌اش منتشر شد و ادعاهایی از سوی پلیس درباره ساختگی بودن سناریوی بیماری مطرح شد؛ ادعاهایی که روایت بازگشت او را از یک داستان تلخ شخصی به ماجرایی درباره اعتماد در شبکه‌های اجتماعی تبدیل کرد.

روزهایی که خنده، امضای یک بلاگر بود

امیر سلیمانی برای بخشی از کاربران اینستاگرام چهره تازه‌ای نبود. پیش از آنکه داستان بیماری وارد صفحه او شود، محتوایی که از او دیده می‌شد بیشتر حول طنز، رقص، دابسمش و ساخت ویدئوهای سرگرم‌کننده می‌چرخید.

او در همان قالبی فعالیت می‌کرد که تعداد زیادی از بلاگرهای اینستاگرامی در سال‌های اخیر بر اساس آن مخاطب جذب کرده‌اند؛ ویدئوهای کوتاه، شوخی‌های روزمره، استفاده از ترندها و ساختن تصویری صمیمی از خود برای مخاطب.

مخاطب نیز او را با همین تصویر می‌شناخت؛ بلاگری که قرار نبود از بیماری یا مسائل تلخ زندگی بگوید، بلکه کارکرد اصلی صفحه‌اش سرگرم کردن مخاطب بود. همین مسئله باعث شد بازگشت او پس از یک دوره طولانی غیبت، بیشتر از یک بازگشت معمولی مورد توجه قرار بگیرد.

غیبتی که سؤال ساخت

پس از آغاز جنگ و اختلال گسترده در دسترسی به اینترنت، بسیاری از صفحات و چهره‌های فعال در شبکه‌های اجتماعی برای مدتی از دسترس مخاطبان خارج شدند. در این میان، غیبت امیر سلیمانی نیز ادامه پیدا کرد.

ماه‌ها از فعالیت او خبری نبود و مخاطبانی که پیش‌تر به دیدن ویدئوهای طنز و روزمره او عادت داشتند، دیگر محتوای تازه‌ای از صفحه‌اش نمی‌دیدند.

اما این غیبت، برخلاف بسیاری از بازگشت‌های معمول در شبکه‌های اجتماعی، با یک ویدئوی سرگرم‌کننده یا حتی توضیحی ساده درباره دلیل نبودن او تمام نشد.

بازگشت، با یک روایت تلخ همراه بود. حدود یک ماه پیش، سلیمانی ویدئویی منتشر کرد که تفاوت محسوسی با تصویری داشت که مخاطبان از او به خاطر داشتند.

او در این ویدئو از ابتلا به سرطان گفت و توضیح داد که دلیل ماه‌ها نبودنش در فضای مجازی، درگیری با بیماری بوده است. چهره او نیز با گذشته تفاوت زیادی داشت؛ لاغرتر شده بود و سر و صورتش تراشیده بود. همین تغییر ظاهری، در کنار روایت بیماری، باعث شد بسیاری از مخاطبان تصور کنند با فردی روبه‌رو هستند که دوره سختی را پشت سر گذاشته است.

واکنش‌ها خیلی زود آغاز شد. کاربران قدیمی صفحه که مدت‌ها از او خبری نداشتند، به ویدئو واکنش نشان دادند و بسیاری از مخاطبانی که پیش‌تر او را نمی‌شناختند نیز از طریق انتشار ویدئو و واکنش کاربران با صفحه او آشنا شدند.

در گزارش‌های منتشرشده درباره این ماجرا آمده است که صفحه او طی چند هفته صدها هزار دنبال‌کننده جدید جذب کرد و تعداد دنبال‌کنندگانش به حدود ۲.۱ تا ۲.۲ میلیون نفر رسید. در واقع، همان چیزی که می‌توانست پایان یک دوره تلخ در زندگی یک فرد باشد، در فضای اینستاگرام به آغاز دوباره شهرت او تبدیل شد.

وقتی همدلی، موتور دیده‌شدن می‌شود

یکی از ویژگی‌های شبکه‌های اجتماعی این است که احساسات، بسیار سریع‌تر از بسیاری از محتواهای عادی دست‌به‌دست می‌شوند. یک خبر خوشحال‌کننده، یک اتفاق تلخ، بیماری، فقدان یا روایت شخصی از یک بحران می‌تواند در مدت کوتاهی میلیون‌ها بار دیده شود.

مخاطب در برابر چنین محتوایی معمولاً با یک حساب و کتاب رسانه‌ای سرد برخورد نمی‌کند. وقتی فردی مقابل دوربین از بیماری سخت خود می‌گوید، نخستین واکنش بسیاری از کاربران، همدلی است.

در ماجرای سلیمانی نیز همین اتفاق افتاد. بخشی از کاربران نه به‌عنوان مخاطب یک بلاگر، بلکه به‌عنوان فردی که تصور می‌کردند با یک بیمار مواجه است، به صفحه او بازگشتند. پیام‌های حمایت، ابراز همدردی و توجه بیشتر به زندگی شخصی او، فضای صفحه را نسبت به گذشته تغییر داد.

در این مرحله، مرز میان «مخاطب» و «هوادار» نیز کم‌رنگ‌تر شد.

اما مسئله زمانی پیچیده شد که روایت بیماری با اظهارات بعدی پلیس درباره ساختگی بودن آن روبه‌رو شد. چند روز پس از انتشار گسترده ماجرای بیماری، گزارش‌هایی منتشر شد که در آنها به نقل از فرماندهی پلیس تهران ادعا شده بود امیر سلیمانی برای جذب فالوور و جلب توجه بیشتر، ابتلا به سرطان را مطرح کرده و تصاویر مربوط به بیماری نیز با گریم ایجاد شده است.

در همین گزارش‌ها ادعا شده که او بازداشت شده و صفحه اینستاگرامش نیز متوقف شده است. همین ادعا کافی بود تا معنای ویدئوی بازگشت سلیمانی برای کاربران تغییر کند. چیزی که تا چند هفته قبل یک روایت شخصی و احساسی از بیماری تلقی می‌شد، حالا با تردید و پرسش‌های جدی روبه‌رو شده بود.

چهره‌ای که قرار بود نشانه بیماری باشد

یکی از بخش‌های قابل توجه این ماجرا، نقش ظاهر در شکل‌گیری روایت است. در شبکه‌های اجتماعی، مخاطب معمولاً به بخش‌هایی از زندگی یک فرد دسترسی دارد که خود او انتخاب کرده است. لباس، چهره، محل فیلم‌برداری، موسیقی، نوع بیان و حتی میزان گریه یا خنده مقابل دوربین می‌تواند بخشی از روایت تصویری باشد.

در مورد سلیمانی نیز تغییر ظاهری او در ویدئوی بازگشت، به یکی از عناصر اصلی روایت بیماری تبدیل شد.

اما اگر ادعای مطرح‌شده از سوی پلیس درباره گریم درست باشد، همین ظاهر دیگر صرفاً یک نشانه طبیعی از بیماری نبوده، بلکه بخشی از ساخت یک تصویر بوده است.

این مسئله یک پرسش مهم‌تر را مطرح می‌کند: مخاطب در شبکه اجتماعی دقیقاً به چه چیزی اعتماد می‌کند؟ به حرف فرد؟ به تصویر او؟ به تعداد دنبال‌کنندگان ؟یا به سابقه‌ای که از او در ذهن دارد؟

ماجرا از یک زاویه دیگر نیز قابل توجه است؛ اینکه در اقتصاد توجه، حتی رنج و مظلومیت می‌تواند به بخشی از محتوای یک صفحه تبدیل شود.

در فضای اینستاگرام، هر چیزی که بتواند مخاطب را چند ثانیه بیشتر پای صفحه نگه دارد، ارزش رسانه‌ای پیدا می‌کند. در این میان، محتوای احساسی معمولاً ظرفیت بالایی برای دیده‌شدن دارد.

اگر روایت بیماری واقعی باشد، مخاطب با داستان انسانی یک فرد بیمار مواجه است؛ اما اگر ادعای پلیس درباره ساختگی بودن بیماری درست باشد، مسئله کاملاً متفاوت می‌شود: در این صورت، احساسات مخاطبان نه فقط بر اثر یک محتوای احساسی، بلکه بر اساس روایتی شکل گرفته که درباره صحت آن اختلاف جدی ایجاد شده است.

برخی گزارش‌های منتشرشده حتی ادعا کرده‌اند که هدف از این سناریو، افزایش دنبال‌کننده، جلب توجه و فراهم شدن زمینه همکاری‌های تبلیغاتی بوده است.

آنچه این ماجرا را متفاوت می‌کند، صرفاً افزایش تعداد دنبال‌کنندگان یک بلاگر نیست. مسئله اصلی، احساسی است که در این مسیر از مخاطب گرفته شد.

آقای بلاگر! گرفتن فالوور با اشک مردم به چه قیمتی؟

سرطان برای بسیاری از مردم یک واژه دور و انتزاعی نیست. افراد زیادی در اطراف خود با بیماری یکی از اعضای خانواده، دوست یا نزدیکانشان مواجه بوده‌اند؛ بعضی‌ها ماه‌ها در بیمارستان مانده‌اند، برخی شاهد رنج عزیزانشان بوده‌اند و بعضی دیگر داغ از دست دادن فردی بر اثر همین بیماری را تجربه کرده‌اند.

به همین دلیل، وقتی فردی در شبکه اجتماعی از ابتلا به سرطان می‌گوید، مخاطب صرفاً یک «محتوا» دریافت نمی‌کند؛ خاطره، ترس و تجربه شخصی خودش نیز فعال می‌شود.

از منظر روان‌شناسی، محتوای مربوط به بیماری و رنج می‌تواند واکنش همدلانه شدیدی ایجاد کند. انسان‌ها به‌طور طبیعی نسبت به نشانه‌های آسیب‌پذیری حساس‌اند و وقتی تصور می‌کنند فردی در شرایط دشواری قرار دارد، تمایل پیدا می‌کنند از او حمایت کنند. همین همدلی، اگر با یک روایت نادرست تحریک شده باشد، می‌تواند احساس فریب‌خوردگی شدیدی ایجاد کند.

به همین دلیل بود که پس از مطرح شدن ادعاهای جدید، واکنش بخشی از کاربران تنها تعجب نبود؛ بسیاری از آنها اعلام کردند که این رفتار را نمی‌بخشند.

کاربرانی که تا چند روز قبل برای او آرزوی سلامتی می‌کردند، حالا احساس می‌کردند احساساتشان دستمایه جذب مخاطب شده است.

این واکنش از نظر روان‌شناختی نیز قابل توضیح است. وقتی فردی برای دیگری احساس همدلی می‌کند، در واقع بخشی از سرمایه عاطفی خود را هزینه می‌کند. اگر بعداً متوجه شود موضوعی که بر اساس آن همدردی کرده، آن‌طور که تصور می‌کرده نبوده است، احساس خشم می‌تواند جای همدلی را بگیرد؛ به‌خصوص زمانی که موضوع، بیماری جدی و رنج انسانی باشد.

در چنین شرایطی، مسئله دیگر فقط «دروغ گفتن یک بلاگر» نیست؛ مخاطب احساس می‌کند اعتمادش مورد سوءاستفاده قرار گرفته است.

بازی با احساسات در روزهای سخت

این اتفاق در شرایطی رخ داده که جامعه ایران در ماه‌های اخیر همزمان با فشارهای اقتصادی و تجربه یک دوره جنگی، با حجم بالایی از اضطراب و اخبار نگران‌کننده روبه‌رو بوده است.

در چنین فضایی، استفاده از بیماری و رنج برای جلب توجه، اگر ادعاهای مطرح‌شده درباره آن صحت داشته باشد، می‌تواند حساسیت بیشتری ایجاد کند. جامعه‌ای که بسیاری از افرادش خود با نگرانی‌های اقتصادی، خانوادگی و روانی دست‌وپنجه نرم می‌کنند، بیش از هر زمان دیگری به روایت‌های واقعی نیاز دارد، نه روایت‌هایی که احساسات آنها را برای افزایش بازدید و دنبال‌کننده تحریک کند.

فضای مجازی البته محل سرگرمی است و کسی انتظار ندارد همه محتواها جدی و آموزشی باشند؛ اما سرگرمی با ساختن یک رنج جعلی تفاوت دارد. مخاطب می‌تواند با یک شوخی همراه شود، اما وقتی پای بیماری، مرگ، درد و رنج انسان‌ها به میان می‌آید، مسئله از قواعد معمول سرگرمی فاصله می‌گیرد.

سرمایه‌ای به نام اعتماد

ماجرای امیر سلیمانی، فارغ از نتیجه نهایی پرونده و صحت یا عدم صحت اتهام‌های مطرح‌شده، یک مسئله مهم‌تر را پیش روی شبکه‌های اجتماعی قرار می‌دهد: اعتماد مخاطب، سرمایه‌ای است که به‌سادگی به دست نمی‌آید اما می‌تواند در چند ساعت از بین برود.

بلاگرها با ساختن تصویری از خود، بخشی از زندگی‌شان را با مخاطب به اشتراک می‌گذارند و به‌تدریج اعتماد او را به دست می‌آورند. اما همین اعتماد، مسئولیت نیز ایجاد می‌کند. مخاطبی که پای یک روایت شخصی می‌نشیند، لزوماً فقط یک عدد در آمار بازدید نیست؛ انسانی است با تجربه‌ها، ترس‌ها و زخم‌های خودش.

شاید مهم‌ترین درس این ماجرا همین باشد: در اقتصاد توجه، هر چیزی را نمی‌توان به محتوا تبدیل کرد. درد مردم، بیماری عزیزانشان و احساسات انسانی، ابزار تبلیغات و افزایش فالوور نیست. اگر مرز میان واقعیت و نمایش در فضای مجازی از بین برود، چیزی که در نهایت آسیب می‌بیند فقط اعتبار یک صفحه نیست؛ اعتماد مخاطبانی است که قرار است دوباره به روایت‌های واقعی هم باور کنند.

کد مطلب 6960941 زهرا اسكندری

  • خلیل سامانی، موجی که طنز را به سلاح تبدیل کرد

  • حجت‌الاسلام طائب: میدان جنگ را به روایت دشمن نسپارید

  • جنگ‌های اخیر سوژه‌های تازه‌ای برای ادبیات مقاومت ایجاد کرده‌اند

  • رهبر شهید انقلاب، ظرفیت بازی برای روایت جنگ را زودتر شناختند

  • مجمع جهانی قلم به دنبال تشکیل شبکه فعال اهل قلم است

  • فکر می‌کردم حزب‌الله بعد از سید حسن تمام شده است

  • تلگرام خبرگزاری زیر خبر
  • تلویزیون آن
  • خودداری ایرلندی‌ها از پخش بازی با رژیم صهیونیستی در حمایت از مردم غزه

  • نرخ رسمی ارز امروز ۶ مهر؛ دلار حواله ۱۷۲ هزار و ۸۵۱ تومان شد

  • معرفی سرمربی جدید تیم فوتبال امید تا دو روز آینده

  • چهار اثر ایرانی در فهرست «کلاغ سفید» قرار گرفت

  • بررسی آخرین وضعیت شاخص‌های اقتصادی و روند اجرای برنامه هفتم توسعه

  • علی‌قارداشی: دوست داشتیم رنگ مدال نوشاد عالمیان طلا باشد

  • وزیر تعاون از پایانه مرزی شلمچه بازدید کرد

  • سالانه ۶۰ هزار نفر در جهان بر اثر هاری جان خود را از دست می‌دهند

  • ۲۰ هزار ایرانی در راه عمره؛ اعزام‌ها از نیمه مهر آغاز می‌شود

  • باران بیشتر، برف کمتر؛ تهران برای پاییز و زمستانی پرچالش چه کرده است؟

  • روایت تلخ مادر ۲ شهید مدرسه میناب از آخرین دیدار با فرزندانش

  • احتمال شنیدن صدای انفجارها در دزفول؛ مردم نگران نباشند

  • نصف راه المپیک مشخص شد؛ دو شانس برای ایران و یک تصمیم درباره پیاتزا

  • از کنار باخت فوتبال به ازبکستان نباید راحت عبور کرد؛قلعه نویی پاسخ دهد

  • هشدار هواشناسی برای ۱۸ استان؛ تداوم تشدید بارش‌های رگباری تا پنجشنبه

  • میدری: شهید تنگسیری فرماندهی راهبردی با ابعاد نظامی و مردمی بود

  • کاهش نسبی دما و بارش رگباری موقت پیش‌بینی شد

  • عراقچی: حتی اگر کار به جنگ آخرالزمانی کشیده شود، استوار خواهیم ایستاد

  • ان بی سی: ۸ تفنگدار دریایی آمریکا در حمله موشکی ایران زخمی شدند

  • داداشی: ظرفیت خزر در تجارت منطقه‌ای باید فعال‌تر شود

  • روزنامه‌های ورزشی دوشنبه ششم مهر ۱۴۰۵

    روزنامه‌های ورزشی دوشنبه ششم مهر ۱۴۰۵

  • روزنامه‌های اقتصادی دوشنبه ششم مهر ۱۴۰۵

    روزنامه‌های اقتصادی دوشنبه ششم مهر ۱۴۰۵

  • روزنامه‌های صبح دوشنبه ششم مهر ۱۴۰۵

    روزنامه‌های صبح دوشنبه ششم مهر ۱۴۰۵

  • روزنامه‌های ورزشی یکشنبه پنجم مهر ۱۴۰۵

    روزنامه‌های ورزشی یکشنبه پنجم مهر ۱۴۰۵

  • روزنامه‌های اقتصادی یکشنبه پنجم مهر ۱۴۰۵

    روزنامه‌های اقتصادی یکشنبه پنجم مهر ۱۴۰۵

  • خرید اپل ایدی
  • شمش نقره
  • کلینیک ترک اعتیاد تهران
  • دوربین مداربسته
  • مبلمان اداری
  • جراح بینی تهران
  • بلکا
  • جراح بینی در تهران
  • لوازم تحریر
  • خرید طلای آب شده
  • قیمت موکت
  • تور کربلا
  • استند تسلیت
  • مداحی اربعین
  • مرجع پاسخ معتبر پزشکان
  • فروش مواد شیمیایی
  • قیمت ایمپلنت
  • قطعات لباسشویی
  • آموزشگاه تیزهوشان
  • بلیط هواپیما
  • نمایندگی بوش در تهران
  • آموزشگاه زبان ملل
  • قیمت و خرید سمعک نامرئی
  • مهرینو
  • تهران تایمز
  • روزنامه آگاه

Leave a Comment

Are you human? Please solve:Captcha