یکی از رزمندگان دوران دفاع مقدس میگوید: برای فوتبال یک تیم ایرانی میشدیم و یک تیم عراقی. به محض اینکه دروازه دشمن گلباران میشد، همه با اللهاکبر تشویق میکردند و به هیجان میآمدند.
خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، مائده سادات مرویان حسینی:وقتی از هشت سال دفاع مقدس و جنگ تحمیلی رژیم بعث عراق علیه ایران صحبت میکنیم، معمولاً اولین تصاویری که به ذهن میآید، میدانهای نبرد، عملیاتها، حمله و دفاع و رزمندگانی است که اسلحه به دست در برابر دشمن ایستادند. با این حال، جنگ هشتساله فقط در خط مقدم و در لحظههای درگیری خلاصه نمیشد؛ پشت آن همه عملیات و نبرد، زندگی جریان داشت و رزمندگان، در فاصله میان مأموریتها و عملیاتها، ساعاتی را به استراحت، گفتوگو، مطالعه، آموزش، ورزش و تفریح میگذراندند.
وقتی صدام حمله و تجاوز به ایران را آغاز کرد، کمتر کسی تصور میکرد این جنگ هشت سال به طول بینجامد. در تمام این سالها، جوانان و نوجوانان و حتی افراد سالخوردهتر برای دفاع از کشور راهی جبهههای جنوب و غرب شدند. شاید تصور کنیم رزمندهای که به جبهه میرفت، تمام مدت درگیر نبرد با دشمن بود؛ اما واقعیت این است که زندگی در جبهه تنها به جنگ، نگهبانی، نماز و راز و نیاز محدود نمیشد. رزمندگان مثل هر گروه دیگری از انسانها، در فاصله میان مأموریتها زمانی برای استراحت و سرگرمی داشتند و هر کس به شیوهای این اوقات را سپری میکرد؛ عدهای کتاب میخواندند، برخی در کلاسهای آموزشی شرکت میکردند، گروهی به گعده و مباحثه میپرداختند و عدهای نیز ورزش و بازی را برای پر کردن اوقات فراغت خود انتخاب میکردند.
در میان این سرگرمیها، بازیها جایگاه ویژهای داشتند؛ بازیهایی که گاهی ریشه در سنتهای بومی و محلی داشتند، گاهی شکل و شمایلی کاملاً متناسب با فضای جنگ پیدا کرده بودند و گاهی نیز همان ورزشها و بازیهای آشنای زندگی روزمره بودند که در جبهه با امکاناتی بسیار محدود اجرا میشدند. این بخش از زندگی رزمندگان، اگرچه ساده و روزمره به نظر میرسد اما یکی از وجوه کمتر دیدهشده زندگی در جبهه است؛ اینکه رزمندگان در فاصله میان نبردها چه میکردند و ساعاتی را که از عملیات و مأموریت فاصله داشتند به بازی و سرگرمی میپرداختند.
بر اساس روایتهای بهجامانده از رزمندگان، بازیهایی که در جبهه انجام میشد را میتوان در چند دسته کلی، از جمله بازیهای جنگی، بازیهای بومی و محلی و بازیهای ورزشی، بررسی کرد؛ بازیهایی که بعضاً با کمترین امکانات و گاهی با وسایلی که اساساً برای بازی ساخته نشده بودند، شکل میگرفتند.
جنگی که زیر پتو اتفاق میافتاد
یکی از جالبترین بخشهای سرگرمی رزمندگان، بازیهایی بود که مستقیماً از فضای جنگ و جبهه تأثیر گرفته بودند. در این بازیها، رزمندگان با الهام از فضای میدان نبرد، شکل متفاوتی از رقابت و سرگرمی را برای خود ایجاد میکردند.
یکی از این بازیها که با تاثیر از فضای جبهه شکل گرفته بود «پتو پتو» نام داشت. برای شروع این بازی چهار نفر کافی بود. از میان دو نفر اول، معمولاً یکی را که کارکشتهتر بود به بازی دعوت میکردند. ظاهر قضیه این بود که دو نفر از بازیکنان باید زیر پتو میرفتند و دو نفر دیگر بالای سر آنها میایستادند و آن دو را با دمپایی میزدند. فردی که زیر پتو بود باید حدس میزد چه کسی او را میزند و در صورت تشخیص درست، جای خود را با او عوض میکرد.
گاهی یکی از بازیکنان زرنگی میکرد و با تبانی قبلی، دستش را از زیر پتو بیرون میآورد، دمپایی را از یکی از افرادی که بیرون پتو بود میگرفت و آن را بر سر نفر دوم که از همهجا بیخبر بود میزد. به این ترتیب، فردی که زیر پتو بود هیچوقت نمیتوانست بفهمد چه کسی ضربه را به او زده است. گاهی نیز بازیکن دمپایی را به زمین میکوبید، داد و فریاد راه میانداخت و به دروغ نام کسی را بهعنوان ضارب میبرد و دیگران که ناظر بازی بودند، اعلام میکردند که حدس او درست نیست. این وضعیت ادامه پیدا میکرد تا زمانی که بالاخره دست یکی از بازیکنان رو میشد.
از دیگر بازیهایی که با الهام از فضای جنگ و جبهه بود میتوان به «جنگهای ممسنی» اشاره کرد.این نام رابچههای گردان انصار روی این بازی گذاشته بودند. در این بازی، گروهگروه با یکدیگر مبارزه میکردند، البته نه با مشت و لگد؛ هر گروه تلاش میکرد گروه مقابل را اسیر کند.با اسرا نیز چندان خوشرفتاری نمیکردند! یک پتو روی آنها میانداختند و تا جایی که میخوردند کتکشان میزدند. بعد ممکن بود یک اسیر را در مقابل اسیر دیگری آزاد کنند. از جمله تنبیههای رایج نیز انداختن دشمن در حوض آب مقابل ساختمان گردان بود.این بازیها بیش از هر چیز نشان میدهد که فضای جنگ چگونه حتی در سرگرمیهای رزمندگان نیز خود را نشان میداد؛ آنها از تجربهها و واژههای روزمره جبهه برای ساختن بازیهایی استفاده میکردند.
هفتسنگ زیر سایه حمله دشمن
در کنار این بازیهای متأثر از فضای جنگ، بخشی از سرگرمی رزمندگان به بازیهایی اختصاص داشت که ریشه در فرهنگ و سنتهای بومی و محلی داشتند. بسیاری از این بازیها پیش از حضور رزمندگان در جبهه نیز شناخته شده بودند، اما در جبهه با همان امکانات محدود و متناسب با شرایط آنجا اجرا میشدند.
یکی از این بازیها «خرمنگل» نام داشت.این بازی به چند شکل در مناطق مختلف اجرا میشد. در یکی از شیوهها، چند نفر از یک دسته بازیکن به ترتیب و با فاصلهای حدود یکونیم تا دو متر از یکدیگر میایستادند و با انحنایی بیشتر از ۹۰ درجه خم میشدند. گروه دیگر نیز به نوبت باید از روی پشت آنها میپریدند و از روی سرشان عبور میکردند.
بهتدریج گروه مدافع ارتفاع را بیشتر میکرد تا جایی که فقط سرشان خم بود. در شکل دیگری از بازی، فرد باید روی پشت ناهموار افراد میپرید و تعادل خود را به اندازه شمارش یک تا بیست حفظ میکرد. در بعضی مناطق، به محض اینکه شخص از روی آخرین نفر میپرید، خودش جلوی او به همان شکل دولا میشد تا بقیه از روی او بپرند. پاداش برندههای خرمنگل نیز سواری دادن به بازندهها بود.
بازی «هفتسنگ» نیز یکی دیگر از بازیها بومی بود که در جبهه با امکانات متفاوتی انجام میشد. گاهی به جای سنگ، از قوطیهای خالی کمپوت و کنسرو استفاده میکردند. هفت قوطی خالی را روی هم میچیدند و از فاصلهای حدود هفت متر، یکی از دو گروه توپ را به طرف آنها پرتاب میکرد. شش نفر از دسته اول پشت سر او قرار میگرفتند و به ترتیب توپ را به سمت سنگها میزدند. به محض اینکه توپ به سنگها اصابت میکرد و آنها را بر زمین میریخت، بقیه افراد به سرعت فرار میکردند؛ چراکه بلافاصله بچههای دسته دیگر توپ را برمیداشتند و آنها را هدف قرار میدادند.
در این فاصله، گروه اول باید تلاش میکرد به هر نحو ممکن برگردد و سنگها را دوباره روی هم قرار دهد. گاهی در همین شرایط، هواپیماهای دشمن محل بازی را گلولهباران میکردند یا توپخانه و خمپارهاندازها منطقه را میزدند و همهچیز به هم میریخت. در یکی از همین بازیها، قاسم غفاریان از بچههای جهرم به شهادت رسید و دوستان او پس از آن دیگر در منطقه هفتسنگ بازی نکردند.

شاه جبهه را قوطی کبریت مشخص میکرد
اگر بازیهایی که تا الان از آنها یاد شد، به بازیهای بومی و محلی شباهت داشتند، دسته دیگری از سرگرمیهای رزمندگان در جبهه بود که شکلهایی آشناتر داشت. بازیهایی که در زندگی روزمره نیز رواج داشتند، اما در جبهه رنگ و حالوهوای دیگری پیدا میکردند. بازی مثل «شاه، وزیر، دزد و جلاد». برای این بازی یک قوطی کبریت برمیداشتند و برای هر طرف آن نامی فرض میکردند؛ مثل شاه، جلاد، دزد و وزیر. پس از قرعه، یکی از دو گروه کبریت را بالا میانداخت و بازی به نوبت ادامه پیدا میکرد.
اگر کسی شاه میشد، حکم میکرد و دستورش لازمالاجرا بود. در روایت دیگری، این چهار نفر عبارت بودند از دزد، عاشق، وزیر و شاه. شاه حکمران بود، وزیر فرمانبردار و عاشق و دزد نیز در ردیف هم قرار میگرفتند. در یکی از روشهای بازی، چهار نفر هر کدام به میل خود یک طرف قوطی کبریت را بهعنوان سلطان انتخاب میکردند و بقیه آنقدر قوطی کبریت را میانداختند تا طرفی که انتخاب کرده بودند و حکم شاه را داشت، به دست میآمد.
اما احکامی که شاه در جبهه صادر میکرد، گاهی تفاوت زیادی با احکام بازی در پشت جبهه داشت. ممکن بود شاه حکم کند دزد در آن هوای سرد برود وضو بگیرد و پاهایش را تا زانو بشوید و برگردد؛ یا حکم کند تمام نگهبانان پست آن ساعت، پیش از پایان نوبت نگهبانیشان عوض شوند. سیاه کردن صورت فرد بازنده، سواری دادن به همه، کف دستی خوردن با چفیه یا کمربند و مواردی از این دست نیز از جمله احکامی بود که در این بازی صادر میشد.
«قایم موشک» از دیگر بازیهای محلی بود که در جبهه به سبک و سیاقی دیگر انجام میشد. در چادر یا سنگر، وقتی رزمندگان دور هم نشسته بودند، چشم یک نفر را با چفیه میبستند و از او میخواستند بگردد و دیگران را پیدا کند. هیچکس حق نداشت از چادر یا سنگر خارج شود و کسی نیز نمیتوانست به «آقا گرگه» آسیبی برساند.
دست آقا گرگه که به هر کس میخورد، چفیه را به چشم او میبستند. اما تا دست او به چنین کسی برسد، چندین بار با دیوار، ظرف غذا و هرچه سر راهش بود برخورد میکرد و بعضاً به زمین میافتاد و همه به او میخندیدند. همین بازی را بچههای بوشهر با اصطلاح «قائمقایمو» نیز انجام میدادند. در جبهه، دو گروه میشدند؛ یک گروه در خرابهها و سنگرهای اطراف پنهان میشد و گروه دیگر که بهاصطلاح چشم گذاشته بودند، به دنبال آنها میگشتند و پیدایشان میکردند. این بازیها، در کنار سرگرمی، نشان میدهد که حتی ابزارها و تجربههای جنگی نیز چگونه وارد زندگی روزمره رزمندگان شده بود و در قالب بازی، شوخی و رقابت میان آنها بازتعریف میشد.
پوکههای تفنگ که جای مهرههای شطرنج را گرفتند
سرگرمی رزمندگان تنها به بازیهای سنتی و محلی محدود نمیشد. بلکه بازیهای ورزش نیز بخشی از اوقات فراغت آنها بود. برای نمونه یکی از بازیهای ورزشی که در جبهه انجام میشد «شطرنج» بود؛ البته شطرنجی که نه با مهرههای معمولی سرباز، فیل و اسب، بلکه با سبکوسیاق و مهرههای خاص جبهه بازی میشد.
یکی از رزمندگان در اینباره روایت میکند: «بعد از اینکه حضرت امام شطرنج بدون برد و باخت را جایز شمردند، ما در جبهه هر وقت فرصت پیدا میکردیم با بچهها شطرنج میزدیم. با کاغذ و مقوا صفحه شطرنج را به همان ترتیب سیاه و سفید میکشیدیم. به جای مهره سرباز از پوکه کلاشینکف و به جای فیل از پوکه تیربار بکتا و به جای قلعه از پوکه ژ۳ استفاده میکردیم. به جای اسب از پوکه دوشکا، به جای وزیر از پوکه ضدهوایی ۵۷ میلیمتری و به جای شاه از پوکه ضدهوایی تکلول استفاده میکردیم».
شطرنج، در جبهه لزوماً دونفره نبود و گاهی سه، چهار نفره یا حتی بیشتر بازی میشد. بعضی رزمندگان، چفیه یا دستمال مربعشکل نخی را به صفحه شطرنج تبدیل میکردند و تعدادی از مربعهای آن را مطابق صفحه شطرنج واقعی سیاه میکردند.
نبرد متفاوتی از ایران و عراق در زمین فوتبال
فوتبال نیز از بازیهای پرطرفدار بود؛ سرگرمی که طبیعتاً وقتی چند نفر دور هم جمع میشدند، میتوانست یکی از انتخابهای اصلی آنها باشد و جبهه نیز از این قاعده مستثنی نبود. یکی از رزمندگان درباره بازی فوتبال در جبهه میگوید: «برای بازی فوتبال یک تیم ایرانی میشدیم و یک تیم عراقی. به محض اینکه دروازه دشمن گلباران میشد، همه با اللهاکبر تشویق میکردند و به وجد و هیجان میآمدند. نیروهای عراقی فرضی را مسخره میکردیم و به عربی شکستهبسته به آنها متلک میگفتیم. اما وقتی عراقیها به ما گل میزدند، همه عصبانی میشدند.»
گاهی آنقدر قضیه را جدی میگرفتند که خودشان هم به شوخی میگفتند نکند واقعاً جزو نیروهای بعثی شدیم. در شرایط عادیتر، مسابقات بین گردانها برگزار میشد یا تیمهای محلی شهرستانها به مصاف هم میرفتند و به برندگان یک پوکه تانک هدیه میدادند. این بازیها حتی زیر آتش دشمن نیز انجام میشد که شور و حال آن را چند برابر میکرد.
توپ فوتبال نیز همیشه چیزی شبیه توپهای امروزی نبود. گاهی چیزی جز پارچههای مندرس و لباسهای کهنهای که با طناب به هم پیچیده شده بودند، در اختیار نداشتند. حتی زمانی که توپ پلاستیکی داشتند، داخل آن را از همین تکهپارچهها پر میکردند. مواقعی نیز همین امکانات وجود نداشت و مجبور بودند کفشهای کهنه و پاره را به هم ببندند و از آن بهعنوان توپ استفاده کنند؛ توپهایی که چند بار در جریان بازی از هم باز میشدند و اجزایشان در گرماگرم بازی از هم جدا میشد.
در روایت دیگری آمده است که پشت خاکریز فوتبال بازی میکردند و این بازی بیشتر نوعی تفریح و سرگرمی بود تا مسابقه. هنگام بازی، به کسانی که بهتر بازی میکردند نسبت «شهید اول»، «شهید دوم» و «شهید سوم» میدادند؛ جالب اینکه اغلب این پیشبینیها درست از آب درمیآمد و اگر عملیاتی در پیش بود، به تعبیر خودشان سهمیهای هم از شهدا به آنها اختصاص داشت.

والیبال با تور ملافهای در دل جبهه
والیبال نیز یکی دیگر از ورزشهایی بود که گاهی رزمندگان، بهویژه پس از برخی عملیاتها، انجام میدادند. یکی از رزمندگان روایت میکند: «در منطقه فاو، به پیشنهاد یکی از بچهها مسابقه والیبال برگزار کردیم؛ بین نیروهای ایرانی و عراقی فرضی. عدهای بهعنوان دشمن سمت راست ایستادند و ما هم سمت چپ. بازی شروع شد. اطراف زمین چه خبر بود! تماشاچیها شور و حال زیادی داشتند. بازی اول و دوم با پیروزی ما به پایان رسید. بازی سوم هم همینطور. همه احساس غرور میکردند از اینکه حتی در خیال خود هم به دشمن پیروز شدند.»
در روایت دیگری آمده است: «برای رفع خستگی از گشت روزانه در عملیات خیبر، بازی ترتیب دادیم؛ در محوطهای خاکی و پر از چالهچوله. با دو قطعه چوب و چند تکه طناب به هم گرهزده، تور والیبال درست کردیم و بیشتر اوقات از آن پس کار ما والیبال بود. بعضی وقتها وضع از این هم بدتر بود؛ از پوکه به جای میله و چوب و از ملافه سوراخسوراخ به جای تور استفاده میکردیم».
آنچه از این روایتها میتوان فهمید، این است که فضای جبهه و جنگ همیشه با نبرد و درگیری با دشمن سپری نمیشده. در فاصله میان عملیاتها، نگهبانیها و مأموریتها، زندگی همچنان جریان داشت و رزمندگان نیز مانند هر انسان دیگری به ساعاتی برای استراحت و سرگرمی نیاز داشتند. آنها گاهی این اوقات را با کتاب و مباحثه میگذراندند، گاهی ورزش میکردند و گاهی به سراغ بازیهای بومی، محلی و حتی بازیهایی میرفتند که خودشان متناسب با شرایط جبهه ساخته بودند. گاهی یک قوطی کنسرو جای سنگ را میگرفت، پوکهها تبدیل به مهره شطرنج میشدند و تکههای لباس و پارچه، نقش توپ فوتبال را ایفا میکردند.
این بخش از زندگی رزمندگان، اگرچه در مقایسه با روایت عملیاتها و لحظههای نبرد کمتر دیده شده، اما بخشی از واقعیت زندگی در جبهه است؛ روایت آدمهایی که در میان هشت سال جنگ، با همه سختیها و اضطرابهای آن روزگار، لحظههایی را نیز برای خندیدن، بازی کردن، رقابت و کنار هم بودن پیدا میکردند.
کد مطلب 6958708
-
آتش جنگ فقط نخلها را نسوزاند، بخشی از حافظه فرهنگی جنوب را از بین برد
-
تولید ۱۴ بازی در حوزه مقاومت
-
قهرمانی تیم فوتسال خبرنگاران و عکاسان در مصاف با مهر هنرمندان تبریز
-
روایت اسارت در تکههای چوب و هستههای خرما
-
«تداوم حماسه» روایتگر مسیر دفاع از سنگرهای ابتدایی تا موشک و پهپاد است
-
قاسمی: پاسداشت واقعی شهدا در خدمت بیوقفه به مردم معنا دارد
-
مردی که از دل نسخههای خاموش، صدای ایران را در آناتولی شنید
-
اگر زنان راوی «دشواری مبارک» نبودند، جزئیات جنایت پیجرها آشکار نمیشد
-
جای شخصیتهای ایرانی در بازار محصولات فرهنگی خالی است
-
کمتوجهی به عروسکهای سنتی، ریشه در ضعف فرهنگسازی دارد
-
گردهمایی رؤسای اتاقهای بازرگانی کشور در یاسوج برگزار میشود
-
روایت سه قصیده نایاب شیعی از دل نسخههای خطی جهان
-
تجهیزات؛ مهمترین نیاز ووشو البرز
-
وقتی جبهه زمین بازی میشد؛ رزمندهها وقتی نمیجنگیدند چه میکردند؟
-
بیرانوند در رده چهاردهم تراپ انفرادی ایستاد
-
روبیو: تهدیدات ایران برای حمله به منافع آمریکا را جدی میگیریم
-
فدراسیون وزنهبرداری به مدال آوران ناگویا پاداش میلیاردی میدهد
-
شهریاری: سفره سلامت مردم با مسئولان فرق دارد
-
تیم ملی و فرصتی برای فرار از انتقادات؛ فشار به قلعه نویی در کازان
-
صعود تیم پدل دختران به مرحله یکشانزدهم
-
طارمی: فهمیدیم بازی سختی با روسیه داریم
-
قلعهنویی: بازی متفاوتی برابر روسیه انجام میدهیم؛ دنبال نتیجه نیستیم
-
نامه رهبر شهید انقلاب به فرزندشان سیدمصطفی در هنگام حضور وی در جبههها
-
النجباء: هیچ فرودگاهی در عراق نباید بهروی ایران بسته شود
-
ترامپ مدعی مذاکره غیر مستقیم با ایران شد
-
آموزش جانفدایان در میدان امام حسین(ع)
-
۲ میلیارد تومان برای مرمت اضطراری دبیرستان کزازی کرمانشاه اختصاص یافت
-
کشف محموله بزرگ چوبآلات قاچاق در لاهیجان
-
تشییع پیکر شهید «محمدمهدی رضایی» در یزد
-
آبیان: ۶۰ درصد گردشگران اصفهان در یک دهه گذشته از دست رفتهاند
-
روزنامههای ورزشی دوشنبه ششم مهر ۱۴۰۵
-
روزنامههای اقتصادی دوشنبه ششم مهر ۱۴۰۵
-
روزنامههای صبح دوشنبه ششم مهر ۱۴۰۵
- خرید اپل ایدی
- شمش نقره
- کلینیک ترک اعتیاد تهران
- دوربین مداربسته
- مبلمان اداری
- جراح بینی تهران
- بلکا
- جراح بینی در تهران
- لوازم تحریر
- خرید طلای آب شده
- قیمت موکت
- تور کربلا
- استند تسلیت
- مداحی اربعین
- مرجع پاسخ معتبر پزشکان
- فروش مواد شیمیایی
- قیمت ایمپلنت
- قطعات لباسشویی
- آموزشگاه تیزهوشان
- بلیط هواپیما
- نمایندگی بوش در تهران
- آموزشگاه زبان ملل
- قیمت و خرید سمعک نامرئی
- مهرینو
- تهران تایمز
- روزنامه آگاه

